این وبلاگ تقدیم به عشق اول و آخرم فرزانه جونم. فرشته ای که قراره دوسال نبینمش هرروز بیشتر از دیروز عاشقش میشم. دعا کنین به هم برسیم. انشالله همه عاشقا به عشقشون برسن
کد Øxadرکت Ùx85تÙx86 دÙx86باÙx84 Ùx85Ùx88س -->-->-->
ساعت حدود 9 و ده دقیقه شبه
عشقم تو رفتی شام بخوری و قراره تصمیم بگیری که هرچندوقت اجازه دارم باهات حرف بزنم. خیلی سخته. یه استرسی دارم که نگو و نپرس.
امیدوارم تصمیمی بگیری که من دوست دارم.
چقدر بده که همه چیزمو به تو سپردم ها و خودم اجازه هیچ اظهار نظری ندارم.
خدایا نزار اون چیزی که نمیخوام رو بگه
اومدی فرزانه
برچسب:
نویسنده: شایان